الشيخ علي اكبر النهاوندي
323
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
حديث فيضه عميم في كيفيّة غيبة الكليم شيخ صدوق - عليه الرحمه و الرضوان - در كمال الدين « 1 » كيفيّت غيبت آن جناب را به اسناد خود از حضرت زين العابدين عليه السّلام از جدّش رسول خدا ، چنين نقل فرموده : چون هنگام وفات يوسف شد ، اهل بيت و شيعيان خود را جمع كرد و حمد و ثناى حق تعالى را ادا نمود . سپس ايشان را به شدّتى خبر داد كه به آنها خواهد رسيد و اين كه مردانشان را خواهند كشت ، شكم زنان آبستن را خواهند دريد و اطفال را ذبح خواهند كرد ، تا خدا حقّ را در قائم از فرزندان لاوى ، پسر يعقوب ظاهر گرداند ، او مردى گندمگون و بلندبالا خواهد بود و صفات او را براى ايشان وصف كرد . بنى اسراييل به اين وصيّت متمسّك شدند ، آنگاه شدّت بر ايشان روى داد . انبيا و اوصيا بهمدّت چهارصد سال از ميان ايشان غايب شدند ، ايشان در اين مدّت ، منتظر قيام قائم بودند ، تا آنكه به ايشان بشارت رسيد ؛ موسى متولّد شد و علامتهاى ظهور آن حضرت را ديدند ، بليّه بر ايشان ، بسيار شديد شد و چوب و سنگ بر ايشان بار كردند . آنگاه عالمى را طلب كردند كه به احاديث او مطمئن مىشدند و از خبرهاى او راحت مىيافتند و او از ايشان پنهان شد . مراسلهها به سوى او كردند كه ما با اين شدّت ، از حديث تو استراحت مىيافتيم . او به ايشان وعده كرد و به سوى بعضى از صحراها بيرون رفتند . با آنها نشست ، حديث قائم و صفات او را برايشان نقل مىكرد و به ايشان بشارت مىداد كه خروج او نزديك شده ، آن شب مهتابى بود و آنها در اين سخن بودند كه ناگاه حضرت موسى ، مانند آفتاب بر ايشان طالع شد ، آنوقت ، حضرت در ابتداى سنّ جوانى بود ، به بهانهء طلب نزهت و سير از خانهء فرعون بيرون آمده ، از لشكر و حشم خود جدا شده بود . تنها نزد ايشان آمد درحالىكه بر استرى سوار و طيلسان خزّى پوشيده بود . چون عالم ، نظرش بر او افتاد ، با صفاتى كه شنيده بود ، آن حضرت را شناخت ،
--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 147 - 145 .